تنهایی های من و تو

امیدوارم عید با بوسه هایش، بهار با گلهایش و سال نو با امیدهایش بر تو ای عزیزترین مبارک باشد.

نزدیک عید شده . همه مردم در جنب و جوش . همه خندان. اما عجیبه ....!!!! چرا من مثل همه نیستم؟ چرا نتونستم خانه تکانی بکنم؟ به نو شدن نیاز داشتم. فکر میکردم ظاهرم عوض بشه حس تازگی پیدا خواهم کرد. اما سبکتر نشدم و سنگین ترم شدم. کلافم همسفر من. کلافه ای همسفر من. خستگیت را حس میکنم. نمیدونم چرا قلبم قلبت را لمس میکند. من و تو ته دنیا ، تک و بی کس، حتی بی هم ، افتاده ایم. هر دو آنقدر خسته و فرسوده که سبز شدن زمین هم سبزمان نمیکند.

خسته شدم از تظاهر. تظاهر به خنده . تظاهر به آرامش. تظاهر .... حالا دیگر میخواهم داد بزنم و کمک بخواهم. امسال سال جنگه. سال پاره کردن تمام پوسته ها و تظاهراته. من هم خواهم جنگید. همه کهنگی ها را پشت در خواهم گذاشت. دوست دارم دستت را به من بدهی تا با هم این جنگ را تمام کرده و پیروز شویم.

زمان نویی زندگیت مبارک .

سال نوی همگی مبارک. برایمان دعا کنید. برای سبز شدنمان. ریشه زدنمان.....

 

ضمیمه 1: رسیدنت مبارک. خسته راه نباشی. باز هم هستی اما دوری . اما همین تنفس در یک هوا برایم غنیمته. هم نفس من !!! پیروز باشی

یا علی

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۸ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ توسط ژامک نظرات () |


Design By : RoozGozar.com

قابلیتهای دیگر وبلاگ من